از وجوب ستر تا حرمت تبرج؛ واکاوی نسبت نفسیت حکم فقهی «وجوب ستر» و یا آلیت آن و «اصالت تبرج» در ساحت تشریع
4 بازدید
موضوع: فقه و اصول

پذیرفته در دو فصلنامه مطالعات اسلام و خانواده

از وجوب ستر تا حرمت تبرج؛ واکاوی نسبت نفسیت حکم فقهی «وجوب ستر» و یا آلیت آن و «اصالت تبرج» در ساحت تشریع

احمد اسماعیل تبار۱سید نیما نوروزی۲

۱ استادیار گروه حقوق اسلامی، دانشکده حقوق، دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری، تهران، ایران

https://orcid.org/0009-0002-3955-090X

۲ دکتری تخصصی و سطح خارج، گروه فقه، دانشکده علوم و معارف، جامعه المصطفی العالمیه و سطوح عالیه قم، حوزه علمیه قم، قم شریف، ایران

https://orcid.org/0000-0002-6475-507X

چکیده مبسوط فارسی

مقدمه

مسئله پوشش زنان در فقه اسلامی، فراتر از یک تکلیف فردی، دارای ابعاد اجتماعی و عبادی است و یکی از چالش‌های اصلی آن، تبیین نسبت میان «وجوب ستر» و «حرمت تبرج» است. پرسش محوری این است که آیا وجوب ستر، حکمی نفسی و مستقل است یا صرفاً واجبی آلی و مقدمی برای تحقق غایت مهم‌تر، یعنی نفی تبرج و جلوه‌گری؟ برخی رویکردهای معاصر با عنوان «اصالت تبرج» ستر را وسیله‌ای برای جلوگیری از تبرج می‌دانند و در صورت تحقق عفاف از راه‌های دیگر، التزام به قالب خاص پوشش را ضروری نمی‌شمارند [2]. در مقابل، دیدگاه مشهور فقهای امامیه، ستر را تکلیفی نفسی، تعبدی و مستقل تلقی می‌کند که تحقق یا عدم تحقق تبرج در وجوب آن تأثیری ندارد [4]. با ظهور الگوهای نوین حضور زنان در فضای رسانه‌ای و مجازی، اهمیت این مسئله دوچندان شده است؛ زیرا ممکن است ستر کالبدی رعایت شود، اما کارکرد اصلی آن، یعنی نفی جلوه‌گری، مخدوش گردد. پژوهش‌های پیشین عمدتاً بر وجوب تعبدی ستر یا تحلیل اخلاقی ـ اجتماعی تبرج متمرکز بوده‌اند و کمتر به بررسی اجتهادی نسبت این دو عنوان از منظر نفسیت یا آلیت حکم پرداخته‌اند. این خلا پژوهشی، انگیزه اصلی تحقیق حاضر است. هدف مقاله، تبیین و نقد دو رویکرد «نفسیت وجوب ستر» و «اصالت تبرج»، تحلیل استقلال وجوب ستر در مقابل عنوان رفتاری تبرج، و ارائه چارچوبی منسجم برای سیاست‌گذاری دینی و اجتماعی است؛ چارچوبی که هم صیانت از حدود الهی و عفاف عمومی را تضمین کند و هم انعطاف لازم برای حضور فعال زنان در جامعه را فراهم آورد.

روش

پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه‌ای انجام شده است. داده‌ها از منابع فقهی، تفسیری، اصولی و روایی، شامل قرآن کریم، روایات معتبر و آرای فقهای امامیه، گردآوری و تحلیل شده‌اند. در بخش مفهوم‌شناسی، واژه‌های «ستر»، «تبرج»، «حجاب» و «زینت» از نظر لغوی و اصطلاحی بررسی شده و تفکیک میان «زینت خلقی» و «زینت اصطناعی» بر اساس آیه ۳۱ سوره نور و روایات تفسیری صورت گرفته است [3]. در بخش ادله، با تکیه بر ظهور صیغه امر، اصل نفسیت واجبات و تفکیک «حکم» از «حکمت»، دلالت آیاتی چون «وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ» و «یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ» تحلیل شده است [1]. همچنین سیره متشرعه و اجماع فقهای شیعه به‌عنوان شواهد تاریخی و فقهی بر ثبات حدود ستر بررسی شده است [4]. در بخش نقد رویکرد «اصالت تبرج»، استدلال‌های مربوط به فراز «ذلک أدنی أن یعرفن فلا یؤذین» و مسئله علت و حکمت، با استفاده از مبانی اصولی و آرای فقها ارزیابی شده است [10]. نقش عرف در تعیین مصادیق تبرج و زینت ظاهر، و نیز نسبت آن با حدود ثابت شرعی، تحلیل شده و در نهایت دو رویکرد در محاکمه انتقادی قرار گرفته‌اند. محدوده پژوهش، فقه امامیه و ادله قرآنی، روایی و اصولی مرتبط با پوشش زن در برابر نامحرم است.

یافته‌ها

یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد:

۱) وجوب ستر، واجبی نفسی، تعبدی و ثابت است. ادله قرآنی با تعیین مصادیقی چون خمار و جلباب، پوشاندن حدود فیزیکی بدن را به‌عنوان فعل مأمورٌبه و دارای مصلحت مستقل تشریع کرده‌اند. مرجع تعیین حدود آن، عرف متشرعه است، نه تشخیص متغیر عرف عام [3,4,7].

۲) حرمت تبرج، عنوانی اجتماعی و مستقل است که تابع مصالح عمومی و عرف سلیم متشرعه است. تبرج ناظر به کیفیت ظهور اجتماعی زن و جلوه‌گری در برابر نامحرم است و می‌تواند حتی با رعایت ستر کالبدی محقق شود [2,13].

۳) نسبت میان ستر و تبرج، عموم و خصوص من‌وجه است؛ نه ملازمه تام و نه انحلال یکی در دیگری. ممکن است ستر محقق شود اما تبرج نیز رخ دهد، و ممکن است تبرج صدق نکند اما ستر نقض گردد [2].

۴) رویکرد «اصالت تبرج» دچار خلط میان «حکمت» و «علت» است. نفی تبرج و عدم اذیت، از ثمرات و حکمت‌های تشریع ستر است، نه علت منصوصه که با انتفای آن، وجوب ستر ساقط شود [9,10].

۵) بر اساس «تعدد مطلوب»، شارع دو تکلیف مستقل و مکمل وضع کرده است: وجوب نفسی ستر و حرمت مستقل تبرج. ستر «کف واجب» است و نفی تبرج «قید الزامی» حضور اجتماعی [8].

۶) در چارچوب فقه حکومتی، حاکم می‌تواند میزان الزام اجرایی ستر را بر اساس مصلحت نظام و قاعده تقدیم مصلحت اهم بر مهم تنظیم کند، اما حرمت تبرج غیرقابل تخفیف و تعطیل است [5].

۷) در تزاحم میان «ستر کامل» و «نهی از تبرج»، صحت فقهی ستر لزوماً به معنای حلیت حضور با آن پوشش نیست؛ پوشش زینتی و جلوه‌گرانه حتی با تحقق ستر صوری، مشمول نهی از تبرج است [2,5].

نتیجه‌گیری

الگوی جامع پوشش در شریعت اسلام، نتیجه تعامل میان نص ثابت الهی و تدبیر متغیر حکومتی است. در ساحت عبادی، ستر واجبی نفسی و ثابت است و حدود آن بر اساس ادله قطعی فقهی و فهم مستمر متشرعه تغییرناپذیر می‌ماند. در لایه اجتماعی، حاکم اسلامی می‌تواند دایره الزام قانونی ستر را از حد کمالی به حداقل مجزی تنظیم کند، مشروط بر آنکه نظم اجتماعی و پیوند جامعه با شریعت حفظ شود. مرز غیرقابل انعطاف این تدبیر، نهی مطلق از تبرج است. تفکیک ساحت تربیت دینی از الزام قانونی، ترویج الگوهای پوششی سازگار با حداقل‌های شرعی و تقویت خودکنترلی اخلاقی، از تعارض میان دین‌داری و کارآمدی می‌کاهد و چارچوبی دووجهی برای صیانت از عفاف عمومی و حضور فعال زنان فراهم می‌آورد.

کلیدواژه‌ها: حجاب، نفسیت ستر، اصالت تبرج، فقه حکومتی، مصلحت نظام.

منابع

[1] قرآن کریم.
[2] روحی برندق، کاوس. (۱۳۹۲). بررسی مفهوم تبرج و مصادیق آن در قرآن کریم با تأکید بر چالش‌های معاصر. فصلنامه مطالعات قرآن و فرهنگ، ۴(۱)، ۱۱۵-۱۳۰.
[3] ویسی، مهران. (۱۴۰۰). واکاوی فقهی زینت ظاهر در آیه ۳۱ سوره نور. تهران: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
[4] نجفی، محمدحسن. (۱۳۷۷). جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام. بیروت: دار احیاء التراث العربی.
[5] مهدوی کنی، صدیقه و موسوی، سیده. (۱۴۰۳). تبرج زنان در تعاملات اجتماعی؛ گونه‌ها و بایسته‌ها با تکیه بر بیانات امام خمینی (ره) و آیت‌الله خامنه‌ای. رهنمون انقلاب اسلامی، ۱(۲)، ۴۱-۶۶. https://doi.org/10.22034/rir.2024.423972.1014
[6] طباطبایی، سید محمدحسین. (۱۴۱۷ق). المیزان فی تفسیر القرآن. بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات.
[7] کلینی، محمد بن یعقوب. (۱۳۸۸). الکافی (تحقیق علی‌اکبر غفاری). تهران: دارالکتب الاسلامیه.
[8] مطهری، مرتضی. (۱۳۶۹). مسئله حجاب. قم: انتشارات صدرا.
[9] حکیم، سید محسن. (۱۴۰۶ق). مستمسک العروه الوثقی. قم: مؤسسه دارالتفسیر.
[10] سبحانی، جعفر. (۱۳۸۱). الموجز فی اصول الفقه. قم: مؤسسه امام صادق (ع).
[11] ایازی، سید محمدعلی. (۱۳۹۷). حجاب در صدر اسلام: واکاوی فقهی و تاریخی. تهران: نشر نگاه معاصر.
[12] طوسی، محمد بن حسن. (۱۳۶۳). التبیان فی تفسیر القرآن. بیروت: دار احیاء التراث العربی.
[13] مکارم شیرازی، ناصر. (۱۳۷۷). تفسیر نمونه. تهران: دارالکتب الاسلامیه.